هیچ کودکی با احساس بی ارزشی یا بی اعتمادی به دنیا نمی آید؛ این احساسات در طول زمان، در سایه رفتارهای والدین، محیط خانوادگی و الگوهای عاطفی نادرست شکل می گیرند. انسان برای رشد سالم، نیاز دارد که از سوی اطرافیان خود به ویژه والدین درک، محبت، حمایت و پذیرش دریافت کند. هنگامی که این نیازهای اساسی برآورده نمی شوند، چیزی در درون کودک خاموش می شود؛ حسی از خلأ و بی محبتی که در روان شناسی از آن با عنوان محرومیت هیجانی در کودکی یاد می شود.
طرحواره محرومیت هیجانی به معنای نبود عشق آشکار نیست، بلکه به معنای نبود «پاسخ عاطفی مناسب» به احساسات و نیازهای کودک است. کودکی که هنگام ترس، غم یا شادی از سوی والدین نادیده گرفته می شود، یاد می گیرد که احساسات خود را پنهان کند. او بزرگ می شود، اما در درونش همیشه بخشی از کودک غمگین و تنها باقی می ماند.
در این مقاله، از دیدگاه روان شناسی تاثیر طرحواره محرومیت هیجانی در روابط بزرگسالی، و نحوه درمان آن را بررسی خواهیم کرد
مفهوم محرومیت هیجانی از دیدگاه روانشناسی
در روانشناسی مدرن، محرومیت هیجانی یکی از طرحواره های ناسازگار اولیه است که نخستین بار توسط جفری یانگ در نظریه «طرحواره درمانی» معرفی شد. این طرحواره زمانی شکل می گیرد که کودک از نظر عاطفی احساس می کند والدینش در دسترس نیستند، او را نمی فهمند یا محبت کافی ابراز نمی کنند.
این محرومیت معمولاً در سه بعد رخ می دهد. نخست، محرومیت از محبت یعنی کودک از نوازش، آغوش، و نشانه های آشکار عشق محروم می ماند. دوم، محرومیت از همدلی که به معنای ناتوانی والدین در درک دنیای درونی کودک است. و سوم، محرومیت از حمایت یعنی زمانی که والدین در شرایط اضطراب یا ترس، پناهگاه امنی برای کودک نیستند.
افرادی که در کودکی چنین تجربه ای داشته اند، در بزرگسالی معمولاً به سختی می توانند به دیگران اعتماد کنند. آن ها ممکن است در روابط خود احساس کنند هرگز به اندازه کافی دوست داشتنی یا مهم نیستند. حتی در روابط سالم، در ذهنشان صدایی وجود دارد که می گوید «اگر احساساتت را نشان دهی، طرد می شوی.»
این در حالی است که از بیرون ممکن است کاملاً مستقل و قوی به نظر برسند، اما در درون، قلبی پر از نیاز به محبت و تأیید دارند. این همان زخم خاموشی است که ریشه در محرومیت هیجانی در کودکی دارد.
چرا ریشه بسیاری از مشکلات عاطفی در دوران کودکی است؟
کودکی، دوره ای است که ذهن و احساسات انسان شکل می گیرند. هر تجربه، نگاه یا جمله والدین در این سال ها می تواند به مثابه نقشی دائمی در روح فرد باقی بماند. اگر کودک در فضایی رشد کند که احساساتش بی اهمیت شمرده شود یا با انتقاد و سرزنش پاسخ بگیرد، او یاد می گیرد که احساساتش خطرناک اند و نباید ابراز شوند.
این الگوی رفتاری در ناخودآگاه او ثبت می شود و در بزرگسالی به شکل هایی متفاوت تکرار می گردد. برای مثال، دختری که در کودکی هنگام گریه با بی توجهی مواجه شده، در روابط بزرگسالی ممکن است از ابراز ناراحتی خودداری کند تا مبادا «زیاد احساسی» به نظر برسد. یا پسری که هرگز نوازش نشده، در آینده ممکن است از تماس عاطفی بترسد و در روابطش سرد و دور به نظر برسد.
به همین دلیل روانشناسان می گویند بسیاری از جدایی ها، سردی های عاطفی یا وابستگی های ناسالم ریشه در تجربیات کودکی دارند. هر بار که در یک رابطه احساس تنهایی یا نادیده گرفته شدن می کنیم، در واقع همان احساس قدیمی دوران کودکی دوباره فعال می شود.
شناخت این ارتباط میان گذشته و حال، نخستین گام برای درمان و رهایی از چرخه تکرار است.
نشانه های محرومیت هیجانی در روابط بزرگسالی
اثرات محرومیت هیجانی در کودکی در بزرگسالی به شکل های گوناگون ظاهر می شود. این نشانه ها همیشه آشکار نیستند، بلکه در لایه های عمیق روان پنهان اند. یکی از نشانه های اصلی، احساس مزمن تنهایی است؛ حتی در کنار شریک زندگی. فرد در رابطه حضور دارد اما همواره حس می کند درک نمی شود یا به اندازه کافی مهم نیست.
نشانه ی دیگر، وابستگی عاطفی افراطی است. افرادی که در کودکی محبت کافی دریافت نکرده اند، ممکن است در بزرگسالی به طور ناخودآگاه به دنبال پر کردن خلأ گذشته باشند و از شریک خود انتظار داشته باشند تمام نیازهایشان را برآورده کند. این وابستگی شدید، اغلب باعث خستگی و فاصله در رابطه می شود.
در سوی دیگر طیف، برخی افراد دچار بی اعتمادی هیجانی می شوند. آن ها به دلیل ترس از طرد، اجازه نمی دهند کسی بیش از حد به آن ها نزدیک شود. ممکن است در ظاهر صمیمی رفتار کنند، اما در لحظه های حساس عقب نشینی می کنند.
احساس بی ارزشی، ناتوانی در دریافت محبت، ترس از نیاز داشتن، یا تمایل به روابط یک طرفه، همگی نشانه هایی از همان طرحواره محرومیت هیجانی هستند که در روابط بزرگسالی فعال می شوند.
جدول: تفاوت نیازهای هیجانی در کودکی و پیامدهای برآورده نشدن آن در بزرگسالی
| نیاز هیجانی دوران کودکی | پیامد در بزرگسالی در صورت عدم برآورده شدن |
| نیاز به محبت بی قید و شرط | وابستگی افراطی یا ترس از صمیمیت |
| نیاز به حمایت عاطفی | بی اعتمادی و احساس ناامنی در رابطه |
| نیاز به همدلی و درک شدن | ناتوانی در ابراز احساسات و دوری عاطفی |
| نیاز به پذیرش احساسات | سرکوب هیجان و خشم فروخورده |
| نیاز به امنیت روانی | اضطراب و ترس از طرد شدن |

نقش طرحواره درمانی در ترمیم محرومیت هیجانی
طرحواره درمانی یکی از مؤثرترین رویکردها برای درمان زخم های هیجانی دوران کودکی است. این روش، برخلاف درمان های سطحی، مستقیماً به سراغ ریشه باورها و احساسات شکل گرفته در سال های اولیه زندگی می رود.
در این شیوه، درمانگر کمک می کند تا فرد «کودک درون» خود را بشناسد، با او ارتباط برقرار کند و نیازهای برآورده نشده اش را از نو تجربه و جبران کند.
برای درمان محرومیت هیجانی در کودکی، ابتدا فرد یاد می گیرد احساسات خود را بدون قضاوت بپذیرد. سپس با کمک درمانگر، به گذشته بازمی گردد و موقعیت هایی را مرور می کند که در آن احساس بی توجهی یا بی محبتی داشته است. هدف این نیست که گذشته را تغییر دهد، بلکه درک کند که آن احساسات طبیعی بوده اند و اکنون می تواند به خود محبت کند.
درمانگر نقش والد حمایت گر را داشته و تلاش می کند با مهربانی، همدلی و درک به مراجعه کننده خود کمک کند تا فرد بتواند تجرب عاطفی جدیدی ایجاد کند. با گذشت زمان، ذهن درک می کند که امنیت و محبت وجود دارد و فرد دیگر برای محافظت از خود به دیوار دفاعی نیاز ندارد.
این فرایند بازآموزی هیجانی، نقطه ی تحول در روابط بزرگسالی است، زیرا وقتی فرد یاد بگیرد خودش را بپذیرد و دوست بدارد، می تواند به طور سالم تر با دیگران نیز ارتباط برقرار کند.
چه زمانی به مشاوره فردی مراجعه کنیم؟
هر زمانی که احساس می کنیم در روابطمان الگوهای تکراری از شکست، سردی یا وابستگی تکرار می شود، وقت آن است که به کمک حرفه ای فکر کنیم. اگر احساس می کنید در روابط عاشقانه مدام درگیر تنهایی، ترس از رها شدن یا احساس بی ارزشی هستید، ممکن است ریشه ی این احساس ها در محرومیت هیجانی در کودکی نهفته باشد.
مشاوره فردی فرصتی است برای بازشناسی این الگوها و اصلاح آن ها. درمانگر در جلسات فردی، به شما کمک می کند بفهمید که چرا در موقعیت های خاص، واکنش های شدیدی نشان می دهید یا چرا به افرادی جذب می شوید که محبت کافی ابراز نمی کنند.با گفت وگو و تکنیک های روان درمانی، فرد می آموزد چگونه نیازهای هیجانی خود را به رسمیت بشناسد و آن ها را از دیگران به شیوه ای سالم مطالبه کند.
نکته ی مهم این است که درمان زخم های عاطفی زمان بر است، اما ممکن است همین شناخت اولیه از ریشه مشکلات، نقطه ی شروعی برای تغییرات بزرگ در زندگی باشد. هر قدم در مسیر آگاهی، فاصله ای است از گذشته ی دردناک به سوی آینده ای روشن تر.
جمع بندی
محرومیت هیجانی، زخمی است که دیده نمی شود اما در عمق روان باقی می ماند. این زخم نه با گذر زمان، بلکه تنها با درک و پذیرش درمان می شود. بسیاری از مشکلات عاطفی بزرگسالی مانند ترس از صمیمیت، وابستگی، یا سردی در روابط، بازتاب همان خلأهای دوران کودکی اند. اما خبر خوب این است که هیچ زخمی برای همیشه غیرقابل ترمیم نیست.
با کمک رویکردهایی مانند طرحواره درمانی و جلسات مشاوره فردی، می توان دوباره یاد گرفت چگونه احساسات را بشناسیم، نیازهای خود را محترم بشماریم و روابطی سالم و صمیمی بسازیم. آگاهی، نخستین گام در رهایی از زنجیرهای گذشته است. وقتی بفهمیم رفتار امروز ما ریشه در دیروز دارد، می توانیم مسیر فردا را آگاهانه تر انتخاب کنیم.
سوالات متداول تاثیر طرحواره محرومیت هیجانی در روابط بزرگسالی
۱. آیا محرومیت هیجانی در کودکی همیشه از والدین ناشی می شود؟
در بیشتر موارد بله، اما گاهی نیز ناشی از عوامل بیرونی مانند طلاق، بیماری یا محیط آموزشی سرد است. هدف درمان، سرزنش والدین نیست، بلکه درک تأثیر شرایط و بازسازی درون است.
۲. آیا ممکن است فردی از محرومیت هیجانی آگاه نباشد؟
بله، اغلب افراد از زخم های هیجانی خود آگاه نیستند و تنها از طریق رفتارهای تکراری در روابط یا احساس خلأ درونی متوجه آن می شوند. مشاوره روان شناسی کمک می کند این آگاهی به تدریج شکل بگیرد.
۳. آیا محرومیت هیجانی قابل درمان است؟
بله، با روش های علمی مانند طرحواره درمانی، درمان شناختی رفتاری و تمرین های ذهن آگاهی می توان این طرحواره را اصلاح کرد و توانایی دریافت و ابراز محبت را بازسازی نمود.
۴. چه مدت طول می کشد تا اثرات درمان ظاهر شود؟
مدت درمان بستگی به شدت طرحواره و میزان تعهد فرد دارد، اما معمولاً بین ۳ تا ۶ ماه زمان لازم است تا تغییرات احساسی و رفتاری ملموس شوند.

