دکتر حامد توکلی،

مشاوره روانشناسی با متد طرحواره درمانی و روانکاوی با دکتر حامد توکلی، به صورت حضوری، تلفنی و آنلاین بنا به درخواست شما برگزار می شود. شما می توانید نسبت به زمینه مساله خود، در اینجا اطلاعات بیشتری کسب کنید.
مطب دکتر حامد توکلی

درباره دکتر حامد توکلی

دکتر حامد توکلی، فارق‌التحصیل دانشگاه تهران، در سال ۱۳۹۲ با هدف ارائه خدمات روانشناسی و مشاوره فعالیت خود را آغاز کرد. دکتر توکلی عضو سازمان نظام روانشناسی ایران (۲۴۰۲۲) و عضو انجمن روانشناسی آمریکا و دارای بیش از ۱۲ سال تجربه در حوزه مشاوره فردی، قبل از ازدواج، زوج درمانی، خانواده، طلاق و مشاوره در زمینه جنسی است.

سوالات متداول

شروع آشنایی فقط یک ماه بعد از جدایی و در جریان طلاق، در اغلب موارد تصمیم پخته‌ای نیست. نه به این دلیل که آدم بدی در کاره، بلکه چون ساختار روانی انسان بعد از جدایی در وضعیت ثبات نیست. طلاق اگر مدت‌ها رابطه خراب بوده یک فرایند سوگ است. سوگ فقط ناراحتی نیست؛ شامل بازسازی هویت، تنظیم دوباره سیستم دلبستگی، بازنگری باورهای رابطه‌ای و پذیرش سهم شخصی در شکست است. این فرایند معمولاً زمان می‌خواهد، نه چند هفته. در یک ماه اول معمولاً این‌ها فعال‌اند:

  • نیاز شدید به تایید و ترمیم عزت‌نفس
  • ترس از تنهایی
  • خشم یا رهایی هیجانی
  • تمایل به اثبات اینکه هنوز خواستنی‌ام

رابطه‌ای که در این فاز شکل می‌گیرد، خیلی وقت‌ها کارکردش تنظیم درد است، نه ساختن پیوند بالغ. احساس می‌تواند واقعی باشد، اما انگیزه‌ی پشت آن دفاعی است. این همان چیزی است که در ادبیات روان‌شناسی به آن rebound می‌گویند.

از نظر احتمالی، خطراتش این‌هاست:

  • انتقال تعارض حل‌نشده به رابطه جدید
  • مقایسه دائمی با همسر قبلی
  • ناتوانی در تعهد پایدار چون سوگ کامل نشده
  • انتخاب از موضع نیاز، نه انتخاب از موضع آگاهی

مسئله قبلاً ازدواج کرده نیست؛ مسئله اینه که ۴ ماه این موضوع را پنهان کرده. این دو تا از نظر روان‌شناختی کاملاً متفاوت‌اند.
ازدواج قبلی به‌خودی‌خود مانع رابطه سالم نیست، اما پنهان‌کاری اطلاعات مهم در ماه‌های اول، نشانه‌ی اختلال در شفافیت و اعتماد است. که به شدت آسیب‌زا و مشکل‌ساز هست و توصیه میشه حتماً احتیاط کنی.
اگر هم با این بهونه که بهت نگفتم چون می‌ترسیدم ترکم کنی معنی‌رو داره که شخصی هست که کنترل‌گری و تسلط رو دوست داره و همینطور این دیالوگ بیشتر بهونه‌ای هست برای فرار از اینکه تو حق انتخاب و آزادی عمل نداشته.

فقط جلسات تحلیلی مشاوره ازدواج. گرفتن پرسشنامه و این موارد هم نباشین، چون بزرگنمایی یا دروغ و کوچک شماری خیلی راحت داخل پرسشنامه اتفاق می افته.

فقط جلسات تحلیلی مشاوره ازدواج. گرفتن پرسشنامه و این موارد هم نباشین، چون بزرگنمایی یا دروغ و کوچک شماری خیلی راحت داخل پرسشنامه اتفاق می افته.

نه، فحاشی در دعوا طبیعی به معنای سالم بودن نیست. شایع هست، اما سالم نیست. در تعارض زناشویی، حمله به شخصیت (توهین، تحقیر، برچسب‌زنی) جزء رفتارهای مخرب محسوب می‌شود. این الگو اگر تکرار شود، به تدریج امنیت دلبستگی را فرسایش می‌دهد و رابطه را وارد چرخه‌ی تحقیر و دفاع می‌کند.

از نظر روان‌شناختی چه اتفاقی می‌افتد؟

وقتی دعوا بالا می‌گیرد، سیستم تهدید فعال می‌شود. قشر منطقی موقتاً کم‌کار می‌شود. فرد به حالت بقا می‌رود (حمله یا فرار).

بعضی افراد در مود والد تنبیه‌گر یا کودک خشمگین فحاشی می‌کنند. اما اینکه ریشه هیجانی دارد، مسئولیت رفتار را از بین نمی‌برد.

بله، کاملاً می‌تونه طبیعی باشه. اما بستگی داره عاشق نشدن دقیقاً به چه معناست. سه حالت متفاوت داریم:

۱. فرصت یا انتخاب
بعضی آدم‌ها تا اوایل دهه ۳۰ بیشتر درگیر تحصیل، کار، خانواده یا رشد فردی بودن.
نه اینکه ظرفیت عشق نداشته باشن؛ فقط موقعیت یا اولویت‌شون چیز دیگه‌ای بوده. این حالت کاملاً نرماله.

۲. استاندارد یا ساختار شخصیتی
بعضی افراد آهسته‌تر وارد دلبستگی عمیق می‌شن. سیستم دلبستگی‌شون دیرتر فعال می‌شه، اما عمیق‌تر و با احتیاط. این هم طیف طبیعی شخصیته، نه اختلال.

۳. اجتناب هیجانی یا دفاع
اینجا باید دقیق‌تر نگاه کرد.
اگر فرد جذب می‌شه اما عقب می‌کشه، وقتی رابطه جدی می‌شه سرد می‌شه یا ناخودآگاه افراد در دسترس نبودنی انتخاب می‌کنه، ممکنه سبک دلبستگی اجتنابی یا ترس از صمیمیت فعال باشه.
در این حالت عاشق نشدن بیشتر یک مکانیزم دفاعیه تا یک اتفاق تصادفی.
از منظر تحولی، ۳۲ سالگی اصلاً سن غیرعادی‌ای نیست. عشق یک نقطه زمانی اجباری نداره.
مهم‌تر از سن اینه که:
آیا میل به صمیمیت هست ولی تجربه رخ نداده؟
یا میل هم سرکوب شده؟
یا معیارها آن‌قدر بالا یا غیرواقعی‌اند که کسی وارد نمی‌شود؟

بله، کاملاً می‌تونه طبیعی باشه. اما بستگی داره عاشق نشدن دقیقاً به چه معناست. سه حالت متفاوت داریم:

۱. فرصت یا انتخاب
بعضی آدم‌ها تا اوایل دهه ۳۰ بیشتر درگیر تحصیل، کار، خانواده یا رشد فردی بودن.
نه اینکه ظرفیت عشق نداشته باشن؛ فقط موقعیت یا اولویت‌شون چیز دیگه‌ای بوده. این حالت کاملاً نرماله.

۲. استاندارد یا ساختار شخصیتی
بعضی افراد آهسته‌تر وارد دلبستگی عمیق می‌شن. سیستم دلبستگی‌شون دیرتر فعال می‌شه، اما عمیق‌تر و با احتیاط. این هم طیف طبیعی شخصیته، نه اختلال.

۳. اجتناب هیجانی یا دفاع
اینجا باید دقیق‌تر نگاه کرد.
اگر فرد جذب می‌شه اما عقب می‌کشه، وقتی رابطه جدی می‌شه سرد می‌شه یا ناخودآگاه افراد در دسترس نبودنی انتخاب می‌کنه، ممکنه سبک دلبستگی اجتنابی یا ترس از صمیمیت فعال باشه.
در این حالت عاشق نشدن بیشتر یک مکانیزم دفاعیه تا یک اتفاق تصادفی.
از منظر تحولی، ۳۲ سالگی اصلاً سن غیرعادی‌ای نیست. عشق یک نقطه زمانی اجباری نداره.
مهم‌تر از سن اینه که:
آیا میل به صمیمیت هست ولی تجربه رخ نداده؟
یا میل هم سرکوب شده؟
یا معیارها آن‌قدر بالا یا غیرواقعی‌اند که کسی وارد نمی‌شود؟

باید بدونی طبیعی، اما اینکه چقدر حساسـی و چه رفتارهایی می‌کنی که اسمشو حساسیت و حساس بودن میذاری باید با تراپیست صحبت بشه. چون خیلی از اوقات حساسیت و حساس بودن پشتش طرحواره رهاشدگی یا محرومیت هیجانی و حتی وابستگی و نقص و شرم داره و دیگه طبیعی نیست و به شدت حتی در کوتاه مدت میتونه مشکل‌ساز باشه.
مورد بعدی وقایع و رویدادهایی هست که باعث تحریک این حساسیت میشه. این موارد هم به شدت مهمه و باید با درمانگر متخصص صحبت کنی.

باید بدونی طبیعی، اما اینکه چقدر حساسـی و چه رفتارهایی می‌کنی که اسمشو حساسیت و حساس بودن میذاری باید با تراپیست صحبت بشه. چون خیلی از اوقات حساسیت و حساس بودن پشتش طرحواره رهاشدگی یا محرومیت هیجانی و حتی وابستگی و نقص و شرم داره و دیگه طبیعی نیست و به شدت حتی در کوتاه مدت میتونه مشکل‌ساز باشه.
مورد بعدی وقایع و رویدادهایی هست که باعث تحریک این حساسیت میشه. این موارد هم به شدت مهمه و باید با درمانگر متخصص صحبت کنی.

نظرات مراجعین